English

فتح‌الله مجتبایی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر ادیان

زادروز: 18 آذر 1306

زادگاه: تهران

وفات: -

محل دفن: -

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سال‌ها خدمات علمی و فرهنگی وی، طی برگزاری مراسم بزرگداشتی در 15 بهمن 1379ایشان را به عنوان یکی از مفاخر ایران زمین معرفی کرد

زندگی‌نامه

وی در تهران متولد شد. خاندان وی اصلا از سادات تفرش و از مستوفیان عصر قاجار بودند. جدش، علی مستوفی تفرشی متخلص به سرور، از بزرگان طریقت نعمت‌اللهیه بود که در میان اهل عرفان و تصوف به سرور علیشاه  شهرت داشت. پدرش میرزا حبیب الله مستوفی متخلص به حبیب و مشهور به حبیب علیشاه، از خطاطان بنام عصر خود بود که  نسخ و نستعلیق و شکسته را نیکو می‌نوشت. 
فتح‌الله مجتبایی دوران کودکی و نوجوانی را تا 14 سالگی در فراهان گذراند. ابتدا خواندن و نوشتن خط فارسی و قرائت قرآن و پاره‌هایی از گلستان و بوستان را نزد مادر فرا گرفت. بعد در خانه همراه خواهر و برادرانش نزد فردی که معروف به میرزای مطّولی بود، درس خواند. از همان اوان کودکی توسط پدربزرگش که شاعر بود، با ادبیات آشنا شد و کتاب‌هایی چون شاهنامه، خمسه نظامی و دیوان حافظ و… را خواند. در ۱۳۲۰ و ۱۳۲۱ش به اراک رفت و در آنجا مشغول تحصیل شد و دیپلم پنجم متوسطه را از دبیرستان پهلوی گرفت. بعد به تهران آمد و به دارالفنون رفت و از محضر بزرگانی چون مرحومان حداد، بدیع‌الزمانی، تربتی، نظام وفا و نبهی بهره برد. در همین ایام با یک افسر هندی آشنا شد و توسط او زبان انگلیسی را در کنار آموزش زبان فرانسه در مدرسه آموخت و از طریق همو با تاگور و ادبیات هند آشنا شد. در ۱۳۲۸-۱۳۲۹ش در امتحان کنکور شرکت کرد و در رشته حقوق و هم در ادبیات قبول شد. در ۱۳۲۹ به دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران و دانشسرای عالی وارد گردید و در ۱۳۳۲ ش لیسانس گرفت. در همان سال خدمت دبیری را آغاز کرد و تا 1338 ش به تدریس زبان‌های خارجی و ادبیات در دبیرستان‌های اراک و تهران و دانشسرای عالی پرداخت. در 1337 به دنبال تاسیس مؤسسۀ انتشارات فرانکلین و دعوت مدیر آن شادروان همایون صنعتی‌زاده جهت ترجمه و ویراستاری تاریخ جهان تألیف ویل دورانت به همکاری با آن مؤسسه پرداخت که تا سال ۱۳۴۲ این همکاری ادامه یافت.
همچنین از شماره دوم مجله «سخن» با آن همکاری کرد و در 1334 ش ترجمه شرح مفصلی از اشعار تاگور را در آن مجله منتشر نمود و شعر جدید فارسی، از ا.ج. آربری، را ترجمه کرد. در 1338ش به همراه هیاتی برای مطالعه روش‌های جدید تالیف کتاب‌های درسی در رشته‌های مختلف عازم امریکا شد، یک سال بعد در پاییز1339 ش به ایران بازگشت و به گروه مؤلفان کتابهای درسی پیوست و با دکتر پرویز ناتل خانلری، دکتر مصطفی مقربی و دکتر زهرا خانلری  همکاری کرد. همچنین کتاب عصر طلائی بونان و فلسفه و هنر آن، اثر ویل دورانت را ترجمه نمود. 
مجتبایی در 1341 ش به عنوان وابسته فرهنگی و مدیر خانه‌‌های فرهنگی ایران در لاهور به پاکستان رفت و تا 1344 در آنجا به خدمات فرهنگی و تحقیق در فرهنگ اسلامی ـ. ایرانی شبه قاره مشغول بود و یک مرکز فرهنگی بزرگ در محله جدید گلبرگ آن شهر تاسیس کرد. همچنین نزد معلم سانسکریت منظومه معروف بهگودگیتا را برای اولین بار خواند. در کنارآن به مطالعه تاریخ دوران اسلامی هند و فرهنگ و ادب فارسی روی آورد. 
در پائیز 1344 به دعوت دانشگاه هاروارد به آمریکا رفت و تا 1350 در آن دانشگاه به تحصیل در فرهنگ و تاریخ ادیان و زبان‌های باستانی ایران و هند پرداخت و موفق به اخذ درجه فوق‌لیسانس در تاریخ تطبیقی ادیان و دکتری در تاریخ ادیان و فلسفه‌های ایران و هند شد. او زبان سانسکریت و زبان‌شناسی را نزد پروفسور اینگالز، یکی از برجسته‌ترین استادان این حوزه آموخت، ولی هیچ‌گاه تلاش برای فهمیدن و فهماندن را متوقف نکرد و جهت آشنایی با روش‌های سنتی تفسیر متون هندویی و نیز مشاهده احوال و سازمان‌های دینی زرتشتیان هند، مدتی در بنارس و دهلی و بمبئی به مطالعه و تحقیق پرداخت. 
دکتر مجتبایی در 1350 ش به ایران بازگشت. مدتی در کالج دماوند به تدریس ادبیات فارسی و در گروه فلسفه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تدریس حکمت شرق پرداخت. سال بعد به دانشکده الهیات و معارف اسلامی انتقال یافت و در گروه ادیان و عرفان تطبیقی مشغول خدمت شد. در 1353 ش رایزن فرهنگی ایران در هند شد و تا پائیز 1356ش در آن کشور علاوه بر خدمات مربوط به مطالعه و تحقیق در روابط فکری و فرهنگی مسلمانان و هندوان در شبه‌قاره اشتغال داشت و در این زمینه تألیفاتی نیز به صورت کتاب و مقاله منتشر ساخت. پس از پایان مأموریت و بازگشت به کشور همچنان در دانشکده الهیات و معارف اسلامی به تدریس ادامه داد. او استادیاری دانشگاه تهران را در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و در ۱۳۶۳ به مرتبه استادی ارتقا یافت و چند دوره نیز مدیر گروه ادیان و عرفان بود. 
در 1363 عضو شورای عالی علمی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و مدیرگروه ادیان و عرفان این مرکز و در1376ش نیز عضو پیوسته فرهنگستان ادب فارسی شد. در ۱۳۷۹ بنا به درخواست خود پس از سال‌ها تدریس در دانشگاه تهران به افتخار بازنشستگی نائل آمد. در 1381 نیز چهره ماندگار شد.
استاد مجتبایی در طول دوران خدمات فرهنگی خود نزدیک به 200 عنوان کتاب و مقاله و شعر و نقد کتاب به صورت تألیف و ترجمه و تصحیح نوشته که در ایران و خارج از ایران انتشار یافته است.
انجمن آثارو مفاخر فرهنگی به پاس سال‌ها خدمات علمی و فرهنگی وی، طی برگزاری مراسم بزرگداشتی در 15 بهمن 1379 ایشان را به عنوان یکی از مفاخر ایران‌زمین معرفی کرد.
 

دکتر فتح‌الله مجتبایی در نگاه بزرگان

ـ دکتر مهدی محقق: «دکتر فتح الهه مجتبایی ایتد تاریخ ادیان و عرفان دانشگاه تهران و هندشناس برجسته از معدود کسانی است که جریان علمی سنتی را که از خانواده‌اش در وجود اوو روییده بود با فرهنگ و اندیشه غرب ممزوج کرد و تعادل و هماهنگی را در خود به وجود آورد. ایشان در هر جای دنیا در سمینارهای بین‌المللی خاورشناسی و یا دین‌شناسی سخنی را ابراز می‌داشت، حاضران تعادل را در سخنان او درک می‌کردند. دکتر مجتبایی از فضایل و سجایای انسانی برخوردار است و به هیچ‌وجه حاضر نیست از اوتمجید شود. با تمام رنج‌های زندگی همیشه لبخند بر لب داشت و با روی گشاده برخورد می‌کند». 


 ـ دکتر ژاله آموزگار: «استاد مجتبایی چه خوب شد که به دنیا آمدید! زندگی برپاری در پیش گرفتید. در چهارچوب خشک یک اندیشه زندانی نشدید، تنها یک مسیر را انتخاب نکردید، افق دیدتان دوردست‌ها را درنوردید به هند و یونان هم پرواز کرد. به‌ جز ایران، خوشه‌چین دانسته‌های دانشگاه‌های معتبر جهان شدید و پژوهش‌های ایرانی و غربی را به یاری گرفتید. کم گفتید و گزیده گفتید. همیشه آرزو کردید که شاهد درخشش ادبیات و زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در سطح جهان باشید و فریاد زدید که آنچه یک فرهنگ را ساقط می‌کند، محدودکردن آن در چهارچوب خودش است. هرگز از راهی که در پیش گرفته‌اید، پشیمان نشدید و تکرار کردید که اگر دوباره به دنیا بیایید، در همین راه قدم خواهید گذاشت. همیشه عاشق ایران بوده‌اید و برای سربلندی آن و تمامیت ارضی آن تلاش کرده‌اید». 


ــ دکتر حداد عادل: «دکتر مجتبایی مایه مباهات فرهنگستان است، در بنیاد دائره‌المعارف اسلامی نیز از وجود ایشان بهره می‌بریم که بهترین مقالات را برای این بنیاد به نگارش درآورده‌اند. دکتر مجتبایی یا در یک مسئله اظهار نظر نمی‌کند و یا اگر وارد حوزه و مسئله‌ای شد از سر علم و تحقیق اظهار نظر می‌کند. کم‌گویی و گزیده‌گویی صفت دکتر مجتبایی است.او در حوزه مطالعات ادیان برجسته و کم نظیر و در ادیان هندو و بودیسم و امثال آن یک چهره یگانه در ایران است و این رشته را در معتبرترین دانشگاه‌های دنیا آموخته و تدریس کرده است، از این‌رو مجتبایی دانشمندی در تراز بین‌المللی و اعظم هندشناسان امروز ایران‌زمین است. دکتر مجتبایی شخصی دوست داشتنی، صمیمی و مهربان و مصداق درخت پر میوه است که هر چه بار و میوه آن بیشتر».


ـ سید کاظم موسوی بجنوردی: «دکتر مجتبایی نه فقط برای مرکز دائرة‌المعارف اسلامی نعمتی بوده و هست، بلکه برای فرهنگ ملی و اسلامی نعمت بزرگی است».


ـ دکتر احمدرضا خضری: «پژوهش‌های استاد مجتبایی در نوع خود پژوهش معیار هستند. کارهایی که استاد در حوزه دین‌شناسی، ادبیات، فرهنگ، عرفان و تاریخ انجام داده‌اند می‌تواند به‌عنوان معیاری برای سنجش کارهای دیگران قرار گیرد. همچنان که می‌تواند الگویی برای پژوهشگران و استادان جوان باشد... اگر دکتر مجتبایی به این جایگاه والا دست یافته است و مایه افتخار کشور، دانشگاه تهران و دانشکده شده‌اند به خاطر این است که دانش سرشار، بینش پایدار و روش ماندگار داشته است. ایشان در تمام این مدت استادی را با اخلاق، رفتار، منش و حفظ حدود و خطوط علمی و اخلاقی رعایت کرده، کم‌فروشی و بد فروشی نکرده و هیچگاه دانش را با هیچ چیز دیگری عوض نکرده و همواره معیارهای خود را نگاه داشته است. دکتر مجتبایی در یک کلام نا استادی نکرد، بلکه استادی کرد».


ـ دکتر شهریار شاهین دژی: «در طی تألیف کتبی که بنده توفیق رسیدن به خدمت استاد مجتبایی را داشتم، بیش از همه از دریای دانش این مرد بزرگ در حیرت بودم. در هر زمینه‌ای همیشه وقتی سئوالی داشتیم، اولین منبع ما استاد مجتبایی بودند. حافظه ایشان هیچ زمانی نبود که پاسخی برای سئوالات ما نداشته باشد. هر زمان خدمت ایشان می‌رسیدم، دو حس متفاوت داشتم. در ابتدا بسیار خوشحال بودم که خدمت ایشان هستم و حس دومم حس ناامیدی بود که اگر استاد چیزی می‌نویسند، پس ما خیلی راه داریم و خیلی کارها که باید انجام شود... یکی از مشخصات بزرگ ایشان تواضع و فروتنی است».